ad_16_shahryar_main.jpg

ديوان شعر شهريار

واي چه خسته مي کند تنگي اين قفس مرا

ad_16_onvan.jpg

1

جواني حسرتا با من وداع جاوداني کرد

ad_16_onvan.jpg

2

ستايش مر خدا را شايد و شکر و سپاس او را

ad_16_onvan.jpg

3

گشودي چشم در چشم من و رفتي به خواب اصغر

ad_16_onvan.jpg

4

روي در کعبه اين کاخ کبود آمده ايم

ad_16_onvan.jpg

5

دلم جواب بلي مي دهد صلاي تو را

ad_16_onvan.jpg

6

نامه زد بوم از خراسانم که گلشن نيز رفت

ad_16_onvan.jpg

7

اي خدا هر خبري مي شنويم

ad_16_onvan.jpg

8

فـَرخا چوني و چون مي چرخدت ايام عمر

ad_16_onvan.jpg

9

نگاهي کرده در آفاق و ماهي کرده ام پيدا

ad_16_onvan.jpg

10

دوستانم ناخلف انگاشتند

ad_16_onvan.jpg

11

دلها که آرزوي امام رضا کنند

ad_16_onvan.jpg

12

هرکه نه در سايه ايمان شود

ad_16_onvan.jpg

13

اي کعبه دري  باز به روي دل ما کن

ad_16_onvan.jpg

14

کوره ي عشق بيفروز که کانون باشي

ad_16_onvan.jpg

15

چه جاي سر اگر سرور نباشد

ad_16_onvan.jpg

16

خبر واي به سر وقت من آمد شب دوش

ad_16_onvan.jpg

17

آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا

ad_16_onvan.jpg

18

تا هستم اي رفيق نداني که کيستم

ad_16_onvan.jpg

19

آن را که خواندي اي دل غافل حبيب من

ad_16_onvan.jpg

20

قمار عاشقان بُردي ندارد از نَـداران پرس

ad_16_onvan.jpg

21

تا باد صبا کوي تو اش دسترس افتاد

ad_16_onvan.jpg

22

اي فلک خون دل از خوان تو نان، ما را بس

ad_16_onvan.jpg

23

شب است و چشم من و شمع اشک بارانند

ad_16_onvan.jpg

24

چند بارد غم دنيا به تن تنهايي

ad_16_onvan.jpg

25

الا اي نوگل رعنا که رَشک شاخ شمشادي

ad_16_onvan.jpg

26

تا که از طارم ميخانه نشان خواهد بود

ad_16_onvan.jpg

27

باز پيرانه سرم عشق تو در ياد آمد

ad_16_onvan.jpg

28

آوخ آن وحشي غزال دل شکار از من رميد

ad_16_onvan.jpg

29

شب است و چشم به راه ستاره ي سحرم

ad_16_onvan.jpg

30

يارب آن يوسف گمگشده به من باز رسان

ad_16_onvan.jpg

31

ابديت که به هر جلوه تجلا مي کرد

ad_16_onvan.jpg

32

ستون عرش خدا قائم از قيام محمد

ad_16_onvan.jpg

33

نيما! غم دل گو که غريبانه بگرييم

ad_16_onvan.jpg

34

هنوز هست به گوشم صداي سبحاني

ad_16_onvan.jpg

35

گذار آرد مه من گاه گه از اشتباه اينجا

ad_16_onvan.jpg

36

ماندم به چمن شب شد و مهتاب برآمد

ad_16_onvan.jpg

37

در دياري که در او نيست کسي يار کسي

ad_16_onvan.jpg

38

بهار آمد و فرخ فرح، فراز آورد

ad_16_onvan.jpg

39

بنال اي ني که من غم دارم امشب

ad_16_onvan.jpg

40

مرا هر گه بهار آيد به خاطر ياد يار آرد

ad_16_onvan.jpg

41

به دوش ِ دل ز غم عشق بارها دارم

ad_16_onvan.jpg

42

نفسي داشتم و ناله و شيون کردم

ad_16_onvan.jpg

43

ماه من! چهره برافروز که آمد شب عيد

ad_16_onvan.jpg

44

ريختم با نوجواني باز طرح زندگاني

ad_16_onvan.jpg

45

سر بر آريد حريفان که سبويي بزنيم

ad_16_onvan.jpg

46

مرا نديده برفتي، نديده ام بگرفتي

ad_16_onvan.jpg

47

صحنه آفاق چون تو ماه ندارد

ad_16_onvan.jpg

/ 4 نظر / 11 بازدید
یک دوست

سلام کارتون خيلی قشنگه موفق باشيد

morteza

نه فرشته ام نه شيطان کيم و چيم همينم! نه زباذم و نه آتش که نواده ی زمينم منم و چراغ خردی که بميرد از نسيمی نه سپيده دم به دستم نه ستاره بر جبينم منم و ردای تنگی که به جز «من» اش نگنجد نه فلک بر آستانم نه خدا در آستينم نه حق حقم نه ناحق نه بدم نه خوب مطلق سيه و سپيدم :ابلق ٬ که به نيک و بد عجينم نه برانمش نه در بر کشمش٬غم است ديگر! چه بگويم از حريفی که منش نميگزينم؟

رحيق

سلام . شعر جديدمه . بخونيد خوشحال ميشم: زمان ؛ زمان جدايی ؛ فضا ؛ فضای رميدن/ به اتهام زمينی غرور بال دريدن/ نه آبيَّ ونه سرابی!عطش! عطش!چه عذابی!/ به دور ماهی آبی ؛ حصار خاک تنيدن/

sina

خيلي عالي.....دوباره ميام