*۸*

***شمس تبريزی***

* همه را بيازمودم زتو خوشترم نيامد

چو فرو شدم به دريا چو تو گوهرم نيامد *

* سر خنبها گشادم ز هزار خم چشيدم

چو شراب سرکش تو به لب و سرم نيامد *

* چه عجب که در دل من گل و ياسمن بخنديد

که سمنبری لطيفی چو تو در برم نيامد *

* ز پی ات مراد خود را دوسه روز ترک کردم

چه مراد ماند زآن پس که ميسرم نيامد *

* دوسه روز شاهيت را چو شدم غلام و چاکر

به جهان نماند شاهی که چو چاکرم نيامد *

* چو پريد سوی بامت ز تنم کبوتر دل

به فغان شدم چو بلبل که کبوترم نيامد * 

* چو پی کبوتر دل به هوا شدم چو بازان

چو همای ماند و عنقا که برابرم نيامد *

* برو ای تن پريشان تو آن دل پشيمان *

* که ز هر دو تا نرستم دل ديگرم نيامد *

سخنگاه اينترنتی :http://ramim.persianblog.ir  ***  حديث : http://hadis110.persianblog.ir/

/ 0 نظر / 5 بازدید